14 شهریور
سلام ... اول از همه از پسر گلم معذرت میخوام که خیلی نمیتونم به وبلاگش سر بزنم و به روزش کنم چون واقعا وقت نمی کنم ، ولی از طرفی توی شبکه های اجتماعی دیگه فعالم و زود زود ازت عکس میذارم. این ماه اتفاقات زیادی افتاده که مهمترینشون عمل کمر مامانم بود که حسابی همه رو شوکه و نگران کرد ، البته خداروشکر به خیر گذشت و عملش موفقیت آمیز بود و الان خداروشکر حال مامانم خیلی خوبه ... همین اتفاق باعث شد من دو ماهی به شدت درگیر بشم راستش خیلی روزای بدی بود مامان از یه طرف حالش بد بود از یه طرف طاها و از طرف دیگه کارم که مجبور شدم یه هفته مرخصی بگیرم البته اینقدربهم فشار اومده بود که میخواستم دیگه نرم سرکار، ولی همکارام و خواهر شوهر و مادرشوهرم نذا...



